از متن كتاب
خارجی چشم از کوهها گرفت و به دختر پیش رویش نگریست. سالها با هر گونه آدمی کار کرده بود، و کمابیش یقینا، میدانست در ذهن دختر چه میگذرد. بیشک گمان میکرد که مرد طلاها را به او نشان داده تا با ثروتش او را تحت تاثیر بگذارد، همان طور که اکنون میخواست با جوانی و بیتفاوتیاش او را تحت تاثیر بگذارد.
Comments
There are no reviews yet